غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
410
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بن محمد بن احمد الاعرابى بن ابو محمد القاسم بن ابى القاسم حمزة ابن الامام الهمام موسى الكاظم عليه السلام و چون شمايم امامت و سرورى و نسايم كرامت و دينپرورى امام موسى كاظم عليه السلام در اوايل مجلد ثانى مشام ناظران اين اوراق را معطر گردانيده و ساحت ضمير واقفان اين اخبار را صفت نضارت بخشيده درين مقام بنان بيان بتكرار آن مبادرت نمىنمايد و رخسار اين صحايف را بزيور آثار بعضى ديگر از آبا و اجداد حضرت شاه و الانژاد مىآرايد و منه الاعانة و التوفيق . آرايش يافتن صحايف اين اوراق بذكر مجملى از احوال آبا شيخ صفى الدين اسحق عامهء علماء عالم و كافهء فضلاء بنى آدم بر علو شان و سمو مكان سادات صاحب سعادات موسوى اتفاق دارند و آن زمرهء كريمه را فايز بكمالات صورى و معنوى و جامع فضايل دنيوى و اخروى ميشمارند لوايح باطن هداية ميامن ايشان مانند صبح صادق ظلام ليالى ضلالت را مفقود گردانيده و لوامع خاطر صفوت مآثر ايشان بسان انوار آفتاب از افق فضل و كرامت طالع گرديده نظم از ايشان بوده هريك دينپناهى * سرير مكرمت را پادشاهى چراغ روشن از نور امامت * مه تابنده بر برج كرامت شعر فهم من بين انصاف الانام * كرام من كرام من كرام لا جرم حاجت به آن نيست كه عندليب قلم در گلزار مفاخر هريك از اين فرقهء واجب التعظيم كه سلسلهء نسب همايون باسامى سامى ايشان مشحونست نغمه سرائى نمايد اما بنابر تيمن و تبرك بذكر مجملى از حال فرخندهمآل حضرت ولايت پناه كرامت دستگاه فيروز شاه و اولاد آن عاليجاه قدوهء آل رسول اللّه لسان مقال ميگشايد فيروز شاه بزرگى بود بمكارم اخلاق و محاسن آداب موصوف و بلطايف گفتار و كرايم اطوار معروف انوار سيادت و سرورى از ناصيهء مباركش طالع آثار جلالت و و مهمترى از بشرهء همايونش ساطع بوفور تمول و ثروت مشهور و بصفت بناهت و سخاوت بر السنه و افواه مذكور مواشى و اغنامش بعدد ثوابت و سيار و غلامان و خدامش زياده از مرتبه حساب و شمار نظم فلك احتشام معالىپناه * جهان كرم مير فيروز شاه درى بود از درج عز و شرف * گلى از گلستان شاه نجف قمر بوده يك گرده از خوان او * جهانى مرفه باحسان او و چنانچه در كتاب صفوة الصفا مرقوم قلم مشگين طراز ابن بزاز شده فيروز شاه در كنار پيشهء جيلان در موضعى كه موسوم است بر نگين منزل گزيده بود و پيوسته خان كرم گسترده بضيافت آينده و رونده قيام مينمودند و چون آنجناب از هاتف غيب نداء ( وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ ) شنود از وحشتآباد عالم فانى بنزهت سراى جاودانى انتقال نمود فرزند سعادتمندش عوض از منزل رنگين كوچ فرموده در قريهء اسفرانجان كه از جمله مضافات